طوفان سبز

صنعتی

آموزش فروشندگی
نویسنده : فرامرز رهبر - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٤
 

نحوه صحیح برخورد با مشتریان

برخورد با مشتری کار ساده ای نیست چون خیلی از آنها تندخو و بی صبر هستند. تکنیک من این است که آنها را با مهربانی مطیع خود میکنم. فقط کافی است که تا جایی که از عهده تان برمی آید به آنها کمک کنید و برخوردی مثبت و دوستانه داشته باشید. تازمانیکه این کارها را انجام دهید، هیچ مشکلی برایتان پیش نخواهد آمد.

بقیه شیوه آموزش فروشندگی  بر روی ادامه مطلب داغ کنید ....

 


 

نحوه صحیح برخورد با مشتریان

برخورد با مشتری کار ساده ای نیست چون خیلی از آنها تندخو و بی صبر هستند. تکنیک من این است که آنها را با مهربانی مطیع خود میکنم. فقط کافی است که تا جایی که از عهده تان برمی آید به آنها کمک کنید و برخوردی مثبت و دوستانه داشته باشید. تازمانیکه این کارها را انجام دهید، هیچ مشکلی برایتان پیش نخواهد آمد. نباید اجازه دهید که یک مشتری گستاخ و بی ادب روزتان را خراب کند. باید یک طوری با او کنار بیایید چون مشتری بعدی ممکن است مثل قبلی نباشد.

وقتی ساعات کارتان طولانی باشد، برخورد با مشتری ها سخت تر هم می شود. می دانم که ممکن است خسته و بی حوصله شوید اما نباید آن را به رو بیاورید. نباید اجازه دهید که مشتریان بفهمند که شما خسته اید و دوست دارید به خانه برگردید. این طور کار کردن اصلاً خوب نیست. مشتریان دوست دارند که به یک محیط دوستانه قدم بگذارند و با کارمندان خوش برخورد روبه رو شوند. اگر خسته هستید باید سعی کنید که آن را پنهان کنید. اگر حوصله ندارید باید لبخند بزنید. خیلی زود آن روز هم تمام می شود.

در زیر به برخی از بایدها و نبایدها در برخورد با مشتری اشاره می کنیم.

بایدها

1. سریع و به نوبت به مشتریهای خود رسیدگی کنید.

2. اگر تعداد مشتری ها بالا رفت از همکارانتان کمک بگیرید.

3. باید اطلاع کافی از محصولات شرکت داشته باشید. همچنین باید بدانید که هر محصول کجا گذاشته شده است.

4. همیشه با لبخند به مشتریها خوشامدگویی کنید.

5. یادتان باشد که حق همیشه با مشتری است حتی وقتی حق با آنها نباشد.

6. همیشه از مشتری سوال کنید که به کمک شما نیاز دارند یا خیر.

7. همیشه بهترین محصولات خود را به مشتری پیشنهاد کنید.

8. درمقابل مشتری های سالخورده یا ناتوان جسمی توجه بیشتری نشان دهید.

9. اگر پاسخی برای سوال مشتری ندارید، یک پاسخ پیدا کنید. از اینکه پاسخ را از مدیرتان بپرسید واهمه نداشته باشید.

10. سخت کار کنید و همیشه لبخند بر لب داشته باشید.

نبایدها

 1. هیچوقت با مشتری وارد بحث نشوید.

2. هیچوقت مشتری را آزرده خاطر نکنید.

3. هیچوقت به مشتری ها دروغ نگویید. حتی اگر یک دروغ کوچک باشد.

4. هیچوقت به مشتری ها نخندید و مسخره شان نکنید.

5. با محصولات بازی نکنید.

6. مشتری را زیاد معطل نگذارید چون ممکن است صبرش تمام شود. اگر نیاز به کمک داشتید، حتماً کمک بگیرید.

7. درمقابل مشتری ها با همکارانتان غیبت نکنید و خنده راه نیندازید.

8. با مشتریان سالخورده یا ناتوان جسمی بدرفتاری نکنید.

9. مشکلات شخصیتان را وارد کار نکنید.

10. به مشتری بی محلی نکنید.

الان 5 سال است که من در حرفه خرده فروشی مشغول به کار هستم. یکسال بعنوان صندوقدار در یک شرکت کفش کار می کردم و الان چهار سال است که در یک خواربار فروشی مشغولم. شاید فکر کنید که تجربه زیادی در این حرفه ندارم چون فقط 5 سال در این زمینه کار کرده ام اما به حرفم اعتماد کنید. من در این 5 سال با انواع  و اقسام مشتری ها برخورد داشته ام. همه عمرم هم مشتری بوده ام. و این مقدار تجربه برای من کافی است. از فروشندگی چیزهای زیادی یاد گرفته ام . درمورد آدم ها خیلی چیزها فهمیده ام. یاد گرفته ام که اکثر ما صبحها که از خواب بیدار می شویم سرحال و خوش خلق نیستیم. یاد گرفته ام که آدم ها عجول و بی صبر هستند. یاد گرفته ام که اکثر ما نمی توانیم روی یک چیزی تصمیم بگیریم. این را هم فهمیده ام که بیشتر نژاد انسان صبور، دوست داشتنی، صادق، مهربان، مفید و سخاوتمند هستند. همه این چیزها را از فروشندگی آموخته ام.

اگر شما هم شغلی در فروشگاه داشته باشید، حال چه بعنوان فروشنده، مدیر، انباردار یا ...، احتمالا می دانید که کار اول شما کمک به مشتری است. مشتری ها هستند که موفقیت شرکت شما را تضمین می کنند. دلیل اول برای اینکه مردم برای خرید به یک فروشگاه خاص می روند، قیمت هاست. دلیل دوم رفتار و برخورد مسئولین فروشگاه است. اگر فروشگاه شما به داشتن فروشنده ها و مسئولین بی ادب معروف باشد، دیگر هیچ کسی از شما خرید نخواهد کرد. مردم دوست ندارند در فروشگاهی خرید بکنند که کارکنان آن بی توجهی می کنند، بحث می کنند و دروغ می گویند. مردم دوست دارند در فروشگاهی خرید کنند که مسئولین آن بامحبت و خوش برخورد باشند و با دقت و سرعت به نیازهای آنها پاسخ گویند. کارهایی اضافه بر سازمان انجام دهید تا مشتری ها متوجه شوند که برای آنها اهمیت قائلید. محیط کارتان را همیشه تمیز و مرتب نگه دارید. فروشگاه باید همیشه مملو از جنس های جدید باشد و هیچ کم کسری در محصولات مشاهده نشود. به جایی که در آن کار میکنید افتخار کنید و با مشتریانتان طوری برخورد کنید که دوست دارید با شما برخورد شود.

نحوه صحبت کردن با مشتری

آمار نشان می دهد که تاثیر اولیه که شخصی روی شما می گذارد عبارت است از:

55% غیرکلامی است: ظاهر و زبان بدن

38% تن صدا

7% کلامی است: کلماتی که به زبان می آورید.

کلمات تاثیر عمیقی روی افراد دارد. کلمات 7% تاثیر شما را روی کسی که برای اولین بار با او ملاقات می کنید تشکیل می دهد. مطمئناً همه ما می دانیم که حتی با یکی دو کلمه می توان به سادگی دل کسی را شکست یا برعکس احساسی به طرف مقابل داد که انگار مهمترین انسان روی زمین است.

اجازه بدهید نگاهی به طبقه بندی های کلمات بیندازیم که اگر در کار به درستی استفاده شوند، بین شما و مشتری هایتان رابطه خوبی ایجاد می کنند.

کلمات شاهانه: وقتی به درستی استفاده شوند باعث می شوند فرد احساس خاص بودن کند.

"اجازه دارم؟"

از مشتری هایتان اجازه بگیرید. اینکار باعث می شود احساس خاص بودن کنند.

"همانطور که می دانید..."

این چند کلمه اگر در ابتدای حرفی به زبان آید نشان می دهد که مشتری شما اطلاعات و دانش کافی درمورد محصول یا خدمات شما دارد و شما فقط آن نکات را برای او یادآور می شوید.

"متشکر می شوم اگر..."

این کلمات را می توانید زمانی استفاده کنید که می خواهید مشتری برایتان کاری انجام دهد که می تواند مفید باشد مثلاً "متشکر می شوم اگر دفعه بعد که به ما سر زدید آگاهمان کنید که دخترخانمتان این دستبند را دوست داشته است یا نه..."

"خواهش می کنم"

اگر نمی دانید کی از این اصطلاح استفاده کنید، از مادرتان بپرسید!

"باعث افتخار است که..."

اجازه بدهید مشتریتان بداند که حاضرید برای رفاه حال او فراتر از مسئولیتتان هم خدمت کنید.

"متشکرم"

این کلمه را از ته قلب به زبان آورید نه طوطی وار.

کلمات نیرومند: کلماتی که به احساسات ما ارتباط برقرار می کند

این کلمات به مشتری کمک می کند تصاویر ذهنی از احساسات خوب بسازد، برای مشکلات راه حل پیشنهاد کند و خورد را درگیر جریان کند. هریک از کلمات زیر را می توانید به راحتی به لغت نامه خود اضافه کنید.

جدید – ساده – مجانی - اصلاح شده - صرفه جویی کردن – مطمئن – راحت - اثبات شده – ارزش – شما - عشق

با تبلیغات جدید آشنا شوید و ببینید این کلمات چقدر در آنها استفاده می شوند. این کلمات را به مکالمات خود با مشتری ها اضافه کنید و ببینید که فروشتان چطور بالا می رود.

کلمات عاشقانه

عالی - زیبنده - فوق العاده - بی نظیر – فریبنده – ملیح – کلاسیک - مد روز – باحال - خیره کننده – ظریف – باسلیقه – برازنده – استثنایی – مهیج – بدیع – دلپسند – خارق العاده – شگفت آور – مجلل – مطبوع – خوش تیپ – پرابهت – گیرا – پرجلوه – پر زرق و برق – باشکوه – یادآوردنی – درخشان – نادر – شیک – باذوق – تک – خاص .

این کلمات معمولاً موقع فروش اجناس گرنبها و تحملی مثل جواهرآلات، لباسهای گران قیمت یا اتومبیل های شیک به کار می روند. اما حتی در فروش چیزهای خیلی ساده و ابتدایی هم می توانید از این کلمات استفاده کنید.

خوب، حالا برای برخورد با مشتریهایتان چه می کنید؟ می توانید یک راه جدید و جالب برای خوشامد مشتری هایتان خلق کنید؟

-----------------------

 

üفروش چیست ؟

üتفاوت دیدگاه فروش و بازاریابی در چیست ؟

üچگونه مشتری یابی کنیم؟

üعناصر فروش کدامند؟

üفروش کالا یا خدمت

üمحیط فروش و ویژگیهای آن

üانواع فروشندگان

üویژگی های یک مدیر فروش

üمهارتهای یک مدیر فروش موفق

üخصوصیات مدیر فروش موفق در فروش بین الملل

üبیست توصیه برای فروش موفق

üهفت مرحله کلیدی فروش

ü موانع موفقیت درفروشندگی

üوظایف فروشنده

üتکنیکهای فروش

 

فروش به عنوان یکی از عناصر زیرمجموعه بازاریابی،به تنهایی به معنی هنر،دانش وتوانایی به نتیجه رساندن کلیه تلاش هاوکوششهایی است که مقامات ارشد سازمان ها تحت عنوان بازاریابی انجام می دهند.تبلور وشکل گرفتن نتیجه این تلاش ها به صورت ایجادسهم بازاریا در اختیار گرفتن یا تسلط برقسمتی از بازاروتامین کالا وخدمات برای مشتری بطور مستمرمی باشد.رموز موفقیت یک برنامه فروش به قرارزیراست:

الف)ایجاد یک سهم بازار مشخص وقابل توجه در ابتدای کار.

ب) حفظ سهم بازار در کوتاه مدت با استفاده ازارتباطات، خدمات،رضایت مشتری،توزیع وسیع.

ج)افزایش سهم بازاردربلند مدت بااستفاده ارتباطات،خدمات،تنوع محصول،تامین نیازها ومنافع مشتری .

 

فروش یک فرآیند رسیدن به توافق بین خریدار وفروشنده برسر نوع کالا،وظایفی که کالاباید انجام دهد،منافعی که باید تامین کند،قیمت ان،زمان تحویل انوکلیه خدمات وابسته ومربوط به ان است.بنابراین درفروش یک کالا یا خدمت در واقع مجموعه ای ازاقلام یا فعالیت های فروخته می شود وبهایی که خریدار می پردازد در واقع بهای مجموعه ان موارد است.این اقلام یافعالیت ها عبارتند از:

الف)فیزیک یا عین کالا

ب)نوع وکیفیت بسته بندی آن

ج)دوری یا نزدیکی زمان تحویل آن

د)خدمات نصب و راه اندازی آن

ه)ضمانت خدمات و دستمزد آن

و)امیدبه عمر ودوام آن

 

ز)امید به تامین منافع وبراورده کردن نیازها

ح)امید به دسترسی به قطعات یدکی و خدمات ان

ط).....

ضمنا،فروش می تواند به معنای فرایند تحقق سود برای خریدار وفروشنده باشد اما نمی تواند ونباید معانی زیررا داشته باشد:

-آب کردن جنس بنجل

-فریب مشتری

-القاء وتزریق نیاز به مشتری

تفاوت دیدگاه فروش وبازاریابی درچیست؟

در دیدگاه بازاریابی قبل از اینکه کالایی تولید شود تحقیقات بازار انجام می شود نیازها شناسایی می شود، مشتریان احتمالی شناسایی می شوند ورقبا مورد مطالعه قرار می گیرند، سپس با توجه به بازار ومشتری کالا تولید می گرددوبا استفاده از حربه خدمات وارتباطات و کسب رضایت مشتری فروش شکل می گیرد وسازمان به هدف خود نایل می گردد.

 

 

دردیدگاه فروش کالا بدون توجه به نیاز مشتری وصرفا باتوجه به توانایی ها و مقدورات تولید می گردد وبه کمک تبلیغات جایزه ،تخفیفات وغیره سعی می شود فروش بیشتر وسریعتری صورت گیرد ونهایتا هدف های بازرگانی با فشار برفروش بیشترمحقق می شود.

 

 چگونه مشتری یابی کنیم؟

مشتری یابی یا پیدا کردن مشتری یا پیداکردن افرادی که به کالا یا خدمت شما نیاز دارند واز توان پرداخت نیز برخوردارند، مفهومی است که بیشتر ناظربر آینده است درحالی که فروش ناظر برحال وآینده است.

مشتری یابی در چهار فعالیت عمده خلاصه می شود:

§حفظ مشتری فعلی و اهتمام کامل دررضایت و وفاداری او با عنایت به اینکه درصورت از دست دادن مشتری فعلی ، اولا منافع داد و ستدهای آینده را از دست خواهیم داد ثانیا هر مشتری از دست رفته قسمتی از اطلاعات و رموز کسب وکار ما را افشا خواهد کرد وثالثا اینکه هر مشتری از دست رفته باعث ایجاد جو عدم رضایت وشایعات علیه بنگاه اقتصادی می شود.

 

§فراخوانی مشتریان گذشته،ریشه یابی علل ترک رابطه تجاری مشتری با سازمان عبرت گرفتن و جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته.

 

§سعی دربدست اوردن و ترغیب مشتریان رغیب با ارائه کالا یا خدمات متمایز وشرایط استثنایی  وحفظ این شرایط .

 

§سعی در شناسایی مشتریان جدیدی که تا به حال مصرف کننده محصولات ما ورقبای ما نبوده اند و فرهنگ سازی در انان و تغییر درعادات ورفتار ایشان به گونه ای که مصرف کننده کالا و خدمات ما باشند.

 

                   عناصر فروش کدامند؟

برای اینکه عمل فروش یا داد وستد انجام شود،عناصر زیر باید وجود داشته باشد:

oکالا یاخدمت

کالاها ازنظرنوع ونحوه مصرف به کالاهای مصرفی وصنعتی تقسیم می شوند. کالاهای مصرفی ازنظرطول عمر به کالاهای مصرفی بی دوام مثل یک بسته قهوه و کالاهای مصرفی با دوام مثل یک تلویزیون تفکیک می شوند.

کالاهای صنعتی نیز به دو نوع واسطه ای  و سرمایه ای تفکیک می شوند. کالاهای واسطه ای کالاهایی هستند که باید در مجموعه ای بزرگتری قرار گیرند وبه تنهایی نمی توانند وظیفه ای را انجام دهند مانند یک لامپ تصویر تلویزیون. کالاهای سرمایه ای که خود مولد درآمد هستندو میتوانند کالاهای دیگری را تولید کنند مانند یک خط تولید نوشابه یایک ماشین تراشکاری.

کالاها از نظر نحوه تصمیم گیری به خرید نیز به سه نوع رفاهی (مانندیک کیلو قند) ،ویترینی(مانند یک ظرف کریستال) و ویژه (مانند یک مارک معروف در خودنویس)تقسیم می شوند.

 

 

خدمت یعنی انجام هر عملی که باعث رفع نیاز یاحل مشکل خریدار شود.خدماتی که مخاطبین عام دارد وتعداد زیادی از مردم مرتبا به آن نیاز دارندخدمات عمومی نامیده می شوند،مانند خدمات پزشکی ، خدمات بانکی ویا خدمات حقوقی وغیره.

 

خدماتی که مورد نیاز تخصصی واحدهای فنی و تخصصی خاصی هستند ،خدمات تخصصی نامیده می شوند،مانند خدمات تعمیر کشتی ویا ساخت اسکله.

 

 

oخریدار یا مشتری یا متقاضی

هرشخص،سازمان یا صنعت پایین دستی که به کالا یا خدمتی نیاز داشته با شد مشتری احتمالی یا بالقوه نامیده می شود. مشتریان احتمالی را می توان با کمک محرکها یا انگیزه ها به مشتریان بالفعل تبدیل کرد.یکی از روشهای ایجاد انگیزه در مشتری تبلیغات است. روشهایی مانند تخفیف،بهبود بسته بندی ،زیبا سازی شکل ظاهری ،کوتاه کردن زمان تحویل ،طولانی کردن زمان دریافت وجه ،دریافت چک به جای پول نقد و...از دیگر روشهای تحریک و ترغیب مشتری هستند

oتوان پرداخت یا پول

آنچه بابت پرداخت بهای کالا یا خدمات به صاحب آن دارایی داده می شود شامل وجه نقد ،اوراق بهادار،سکه طلا یا اسناد تعهدآور رسمی که درحکم پول ونشان دهنده اعتبار شخص در پرداخت بدهی است.

oفروشنده

فروشنده ،هرشخص یا سازمانی است که کالا یا خدمتی را به قصد معاوضه با پول در بازار عرضه می کند .

فرشنده حرفه ای ،فروشنده ای است که دارای اطلاعات وسیع فنی ،علمی ،روانشناسی ،جامعه شناسی ،برنامه ریزی ومدیریت است ومی تواند با استفاده از مهارتهای خود در شناسایی نیازها ،نفوذ بر رفتار وکردار وهمچنین ایجاد انگیزه در خریداران احتمالی ،کالا یا خدمتی را به آنها بفروشد.

oقوانین ،مقررات والزامات قانونی

در هر بازاری قوانین، مقررات والزاماتی بر داد وستدها حاکم است وفروشنده وخریدار باید از این قوانین مطلع بوده ودادو ستد آنها مغایر با قوانین ویا معارض با منافع جامعه نباشد .

---------------------

نکاتی در مورد طراحی غرفه های نمایشگاهی که امید است مورد توجه و استفاده  قرار گیرد:

۱ – غرفه انبار نیست
طراحی غرفه چیزی بسیار فراتر از پر کردن فضا با اشیای موجود در انبار سازمان است. بسیاری از کارفرماها در آخرین لحظاتی که باید به نمایشگاه بروند از واحد خدمات یا روابط عمومی می‍خواهند چیزهایی را برای بردن به نمایشگاه آماده کنند. در نتیجه بسیاری از غرفه‍های نمایشگاه‍ها بیشتر به انبار شرکت‍ها و سازمان‌ها شباهت دارند تا یک اثر هنری!

۲ – غرفه اثر هنری است
غرفه می‍تواند محل تجلی هنری طراح و نشان دهنده سطح دانش و بینش فرهنگی هنری و سلیقه وی باشد. غرفه لباس کارفرماست و طراح موظف است بهترین طرح دوخت را برای آن ارائه دهد.

۳ – طراحی غرفه تخصص است
نجارها، آهنگرها، نقشه‌کش‍ها، معماران، طراحان داخلی، طراحان صنعتی، طراحان‌صحنه و لباس، طراحان گرافیک و گاه حتا مهندسان عمران و کامپیوتر، همه خود را در زمینه طراحی غرفه جامع و مانع می‍دانند در حالی که طراحی غرفه خود می‌تواند یک رشته مستقل باشد.
برخی هنرمندان تصور می‍کنند طراحی غرفه عملی تفننی است و در کنار کارهایشان به آن می‍پردازند. این طور هم می‌توان نگاه کرد، اما حاصل این رویکرد به هیچ رو غرفه حرفه‌ای نیست.

۴ – ایده خلاقانه محور طراحی غرفه است
ایده خلاقانه فرآیند پیچیده‍ای دارد و ایده‌یابی دارای روش‍هایی است که به مطالعه نیاز دارد. طرح باید مخاطب را در غرفه نگه دارد وپاسخگوی افکار و احساساتش باشد.
باید دانست کارفرما چه هدفی دارد و روی آن تمرکز کرد که به طور حتم به یافتن ایده‌های ناب می‌انجامد. البته باید با حساسیت و دقتی بیش از کارفرما این کار را انجام داد و خواسته‍هایش را به سوی اهداف جدید هدایت کرد. یکی از هنرهای طراح غرفه باید همین باشد که با حساسیتی که دارد به سرعت درک کند چه خواسته‍هایی سره و چه چیزهایی ناسره‌اند. برای درک این نکات باید مدت زیادی تحقیق کرد و با خدمات و محصولات به نمایش درآمده، فرآیند کار، یا هر چیز مشابه دیگر در مجموعه کارفرما سروکار یافت.

۵ – جزییات در غرفه به خوبی دیده می‍شوند
نمی‍شود غرفه را همین جوری طراحی کرد، مخاطب آنقدر به اشیا نزدیک می‍شود که تمام سهل‌انگاری‌ها را می‌بیند، بنابراین طرح باید به گونه‌ای یاشد که بیننده نتواند اتصالات را بفهمد، یا اگر فهمید، خیال کند یک اتصال حرفه‌ای دیده است. خلاقیت فقط در سیرکولاسیون نیست بلکه در تمام جنبه‌های غرفه باید احساس شود.

۶ – در نمایش یک چیز معمولی نباید غلو شود
گاه کیفیت محصولات کارفرما بسیار پایین‍تر از حد انتظار است، در این حالت‌ها بهتر است به شکل مودبانه از او خواسته شود که نمونه‌های بهتری را در اختیار بگذارد و اگر نمونه بهتری در دست ندارد، یا محصولش کیفیت پایین دارد باید او را از اجاره غرفه منصرف کرد. البته پل‍های پشت سر را نبایدخراب کرد!

۷  -  گاه سکوت و خلوت بهتر است
روش‍های طراحی مینی‌مال گاه چنان آرامشی در مخاطب ایجاد می‍کند که چاره‍ای جز ایستادن در غرفه ندارد. نمایشگاه‍ها اغلب مکان‍هایی پرآشوب و هیاهو با رنگ‍ها و نورهای گوناگون‍اند که بیینده را عصبی می‌کنند. طراح بهتر است خود را جای مخاطب بگذارد.

۸  -  طراحی غرفه چابکی می‌خواهد
طرح غرفه مثل جرقه است، مثل طرح پوستر. غرفه کارزار طراحی است و تنها از عهده افراد چابک و حساس برمی‌آید. افراد فاقد این ویژگی‌ها طراحی غرفه را فراموش کنند.

۹ -  دیدن تصویر سودمند است
دیدن تصویر به ویژه هنگام خلق ایده بسیار موثر است. در مواقعی که طراح، غرفه‌ای در دست طراحی ندارد می‌تواند به بازدید نمایشگاه‌ها برود، مجله‌ها را ورق بزند، یادداشت بردارد، فیلم ببینید، استراحت کند و کروکی بزند.

۱۰ – طراح مشاور واقعی کارفرماست
این نکته‌ی بسیار مهمی است، باید به شکل حرفه‍ای مشاوره داد و حتا اگر لازم شد کارفرما را از گرفتن غرفه منصرف کرد (یعنی در کوتاه‌مدت نان خود را آجر کرد)، کارفرما نباید گمان کند با آدمی پولکی طرف است، یا در برآوردهای اولیه و مراحل قرارداد سرش کلاه رفته است. طراح خود را در جای کارفرما بگذارد.

۱۱ – طراح دست به کار شود
طراح به جای این که نقشه را به کارگاه فکس کند و به روش اداری از آن‌ها بخواهد نسبت به اجرای کار در نهایت وسواس و سرعت اقدام کنند، خود باید دست به کار شود تا مسایل اجرایی را از نزدیک بفهمد و درصورت لزوم طرح را در حین اجرا تغییر دهد.

۱۲ – تفکر مهندسی لازم است
طراح باید تحلیل‌گر باحوصله‌ای باشد؛ یعنی بتواند با دقت فراوان یک دانشمند چیزها را برشکافد و از این راه به کشف‌های تازه‌ای در کار خود دست یابد. دقیق و حساس بودن، نگاه تولیدانبوهی داشتن، ظریف فکر کردن، عاشقانه به جزییات رسیدگی کردن، خسته نشدن و سرسری کار نکردن، از علایم تفکر مهندسی است.

۱۳ – طراح غرفه نباید واهمه داشته باشد
گاه پیش می‌آید که کارهای دیگران را داوری کنیم و گاه نیز دیگران کارهای ما را به داوری می‌گیرند. در هر حال نباید ترسید و باید دانست که ما به عنوان طراح از آن‌ها حرفه‍ای‌تریم. نباید لحظه‍ای به خود تردید داشت و از داوری حرفه‍ای‌ها و معمولی‌ها نگران بود. باید درباره کارهای دیگران نظر داد اما تا نپرسیدند، نگویید!

۱۴ – بهترین راه فراگیری، آموزش است
بهترین راه یاد گرفتن، یاددادن است. شاید شما هم تجربه کرده‍اید؛ تلاشی که می‌کنید برای اینکه یک بازی را به کسی یاد دهید، شما را مجبور می‌کند که خود آن را فراگیر گیرید. هیچ اشکالی ندارد که از این ضعف انسانی در جهت اعتلا استفاده شود. نقد هنری هم در همین نکته ظریف نهفته است.

۱۵ – سیستم‍های مدولار و پیش‍ساخته توصیه نمی‌شوند
استفاده از این سیستم‍ها گاه خوب و گاه بسیار بد است. در حال حاضر این طور شده که طراحان از سر تنبلی یا کم‌سوادی، از این سیستم‌ها استفاده می‌کنند. این یک روش خوب است به شرطی که فکر شده باشد و برای غرفه خودتان بومی‌سازی شده باشد یا اینکه هدف خاصی رو تعقیب کند. سیستم‌های پیش‌ساخته تبلیغاتی اغلب برای کسانی است که می‌خواهند بیش از نظر مخاطب، نظر کارفرما را تامین کنند. البته بعضی از کارفرماها تصور می‌کنند اگر یک پرینت طولی روی یکی از این سیستم‌های پیش‌ساخته بزنند، دیگر نیازی به طراح ندارند، روابط عمومی خودش این کارها را می‌کند!

۱۶ – فرم، نور، رنگ و بافت و صدا و بو عوامل طرح غرفه‌اند
فرم، نور، رنگ، بافت، صدا و بو مصالح کار طراح غرفه هستند برای رسیدن به طرح خوب. اگر شکل یک غرفه ارتباطی به کالا نداشته باشند، غرفه‌ها حالتی کمونیستی و بی‌حال پیدا می‌کنند و اگر خیلی جیغ بنفش باشند مبتذل می‌شوند. صدا عامل بسیار مهمی است و به راحتی از غرفه‌های اطراف به داخل غرفه ما می‌آید. بو نیز کاربردی مانند صدا دارد که توسط چشم درک نمی‌شود اما تاثیرش روی انسان بسیار زیاد است. من اگر غرفه‌ای شیک (به لحاظ بصری) ببینم و از آن بوی سیرداغ دریافت کنم چه عکس‌العملی نشان می‌دهم؟ اگر در یک غرفه فروش لاستیک با ورود شما به قسمت نمایش، بوی سوختن لاستیک و صدای ترمز را بشنوید و همزمان خط ترمز لاستیک روی یک پرده ظاهر شود چه حالی می‌شوید؟ یا برای مثال در غرفه نمایش روغن‌نباتی به جای بوی سوختن روغن‌نباتی، بوی لیمو در فضا عطرآگین باشد؟

۱۷ – سلسله مراتب دیده‍شدن اشیا و درک آن‌ها را نباید فراموش کرد
چشم انسان با ورود به هر فضا به سرعت دنبال چیزهای جدید می‌گردد، به همین دلیل اشیای نماشی و اشیای تزیینی را باید در جای مناسب گذاشت. بسیار مهم است که اول چه چیزی دیده شود و کجای مخروط دید چه چیزهایی دیده شود، تمرکزهای نوری در کجاست و کجاها و چه چیزهایی در سایه‌اند، دور و بر چه اشیایی خلوت و چه اشیایی شلوغ است، هر شی چقدر از زمان خیرگی نگاه را به خود معطوف می‌کند. اغلب غرفه‌های به ظاهر زیبا، بدون توجه به این اصول طراحی می‌شوند و فقط خوشگل‌اند، اما هدف اصلی غرفه‌دار را تامین نمی‌کنند.

۱۸ – عمر غرفه یک هفته است
این نکته بسیار حیاتی است و نباید آن را با ساختمان اشتباه گرفت. غرفه نباید محکم باشد، بلکه باید لق باشد و خود چند روز پس از نمایشگاه فرو بریزد.!

---------------------

بیشتر خرده فروشان را می توان به دو دسته تقسیم کرد :

1 -آنهایی که در برابر تغییر مقاومت کرده و نسبت به آن بیزارند.

2- آنهایی که تغییر را با روی باز می پذیرند و خود را با آن هماهنگ میکنند .

اگر شما 12 روش کاربردی زیر را به کار گیرید در امر فروشندگی موفق خواهید بود چون این راه حل ها حاصل تجربه خرده فروشان زیادی در سراسر جهان است .


1-خودتان را بشناسید  :

علایق ،مهارت ها و توانایی های خود را بشناسید حفظ کار و کسب فعلی بهتر ازخلق یک شغل جدید است بنابراین باید از خود گذشتگی کنید نقش اساسی شما در ایفای وظایفی چون بازاریابی، فروش و سرپرستی کارکنان است که شما در همه اینها به تنهایی موفق نیستید بنابراین باید بدانید که کدام بخش را می توانید به تنهایی اداره کنید و در کدام بخش به کمک احتیاج دارید به همین خاطر است که باید با دیدی بی طرفانه به تمام نقاط قوت وضعف خود دقت کنید .

2- برنامه رو به جلو داشته باشید :

بسیاری از فروشگاه ها توسط افرادی اداره می شوند که اطلاعات چندانی نسبت به شغل خود ندارند ،اگر شما همانند مالک یک فروشگاه تخصصی ورودی و خروجی شغل خود را ندانید خیلی زود شغل خود را از دست خواهید داد به گونه ای که کارشناسان علت 80 درصد ورشکستگی ها را در 5 سال نخست کار پول نمی دانند بلکه فقدان اطلاعات و دانش تخصصی می دانند رمز موفقیت شما در این است که بدانید چگونه میتوان با اجرای یک برنامه تجاری موثر تصمیمات صحیح گرفت .

3- ضعف خود را بشناسید:

اگر شما معنای دانش انجام کار را به خوبی درک کرده باشید می توانید از یک گوشه رقابتی سود ببرید تفاوت های که ممکن است بقای شما را به چالش بکشد :رقابت،اندازه خدمات ،موقعیت،بازایابی،نوع مشتریان،تامین کنندگان و استراتژی های قیمت رقبا،محیط بازار ،محیط کسب و کار محلی،ظرفیت خالی فضاهای تبلیغاتی ،درآمد خانواده ،سطح تحصیلات افراد ،گروه سنی ،جمعیت نژادی ،آمار مشتریان بالقوه که یک فوشنده با ایجاد درک درستی از همه این موارد می تواند در امر فروش موفق بوده و از سایر رقبای خود در بازار پیشه گیرد .

4-مشتریان خود را درک کنید:

آیا به سخن مشتریان خود توجه می کنید ؟ اگر براساس خواسته مشتریان خود عمل کنید خواهید دید که آن ها از شما خرید خواهند کرد  و باعث رونق کسب و کارتان می شوند.


5 -سوابق مالی خود را حفظ کنید :

اگر ندانید پولتان به کجا می رود به زودی بازی را واگذار می کنیددر بازی تجارت که با رایانه انجام می شود سوابق مالی به مثابه تجهیزات راهبردی هواپیما است که میزان ارتفاع ،جهت وسرعت را تعیین می کند پس سعی کنید در امر فروشندگی خود را فردی خوش حساب که چک هایش همیشه پاس می شود نشان دهید.

6-نقدینگی خود را مدیریت کنید:

کسب و کار بدون نقدینگی جریان ندارد و این بسته به بزرگی یا کوچکی کار نیست نقدینگی برای یک سازمان همانند خون در رگ های انسان است پولی که به سازمان وارد واز سازمان خارج می شود عواملی هستند که کسب و کار شما را سالم نگه میدارند اگر شما بر جریان نقدینگی خود آگاه باشید و منابع ورودی و علت خروجی آن را بدانید نباید نگران بی پولی باشد.

7- روش های مدیریت سالم را به کار گیرید:

مالک فروشگاه مدیر فروشگاه است این جمله بیانگر این مسئله است که با فکر و اراده کسب و کارتان را از بالا به پایین اداره کنید در تصمیمات خود به مشتریان پیشنهاد خدمت دهید ،منابع و زمان را مدیریت کنید و روش تجارت کردن درست را بدانید ،در امر فروشندگی از کارکنان خود قدردانی کرده و به اندازه توان وکار آن ها به آنها مزد دهید ،به طور مستمر کارکنان خود را آموزش دهید تا با شیوه های جدید انجام کار آشنا شوند این امر زمینه دخالت کارکنان را در امر تصمیم گیری و زمینه موفقیت فروشندگی را فراهم می کند .

 8- تصویر و ذهنیت ممتاز خود را توسعه دهید :

تصویر و ذهنیتی که از خود در دید مشتری ایجاد می کنید زمینه رونق کسب و کارتان را فراهم می کند برای اینکه در امر فروشندگی موفق باشید سعی کنید ظاهر فروشگاهتان را به گونه ای جذاب کنید تا مشتریان جذب فروشگاه شوند.

9-دارایی های خود را کنترل کنید:

نقش دارایی ایجاد فروش است ،تمام فروشگاه های خرده فروشی نیازمند به مدیریت دارائی ها یشان می باشند این سرمایه شماست که روی قفسه های فروشگاه تان نشسته است که خرده فروشان کوچک تنها به این دارائی ها توجه می کنند و نمی توانند درک درستی از مصرف این دارائی ها توسط مشتریان داشته باشند ولی فروشندگان موفق می دانند که براساس نیاز و انگیزه مشتریان چه کالاهایی به فروش خواهد رفت و چه کالاهایی در قفسه خواهند ماند.

 10- برای درک کامل طبیعت خرده فروشی خرید و برای سود بیشتر قیمت گذاری کنید:

قیمت اولیه کالای شما ،برآوردی موقت از جیزی است که قرار است مشتری آن را خریداری کند بنابراین سعی نکنید که قیمت کالای خود را بی جهت افزایش دهید بلکه سعی کنید تا با ایجاد جشن و زرق و برق میزان فروشتان را افزایش دهید و مشتریان را جذب کنید تا از فروشگاهتان به میزان بیشتری خرید نمایند .در ضمن برای اینکه قیمت کالا مناسب باشدوبرای مشتریان نیز گران تمام نشود سعی کنید کالا را به صورت عمده فروشی بخرید تا قیمت کمتری را بپردارید در نتیجه با پیشنهاد قیمت هوشیارانه جدید وبا ارزش، به مصرف کننده قادر خواهید بود تا مشتریان بیشتری را جذب کنید میانگین معاملات فروش خود را افزایش دهید و فرصت های بیشتری را جهت ملاقات مشتریان از فروشگاهتان فراهم کنید .

  11- از حرفه ای ها درس بگیرید:

برای تسلط یافتن در مهارتهای اداره یک کسب و کار ،نیازمند تجربه بسیاری هستید.

 12-در هنگام نیاز کمک بگیرید :

مشارکت و مساعدت از محیط خارج می تواند قدم بزرگی برای شروع باشد ؛برای کمک گرفتن از دیگران مغرور نباشید.

 

 

---------------------

 

این مقاله موضوع بسته بندی را مورد بررسی قرار می دهد. تاریخچه و سابقه بسته بندی، ویژگی های بسته بندی مطلوب، طراحی بسته بندی، ابعاد هویتمندی، اجزا و حفاظت و دسترسی، مقرون به صرفه، طراحی گرافیکی بسته بندی، رنگ، فرم و طراحی خط مطالبی هستند که در این مقاله به آنها اشاره می شود.

۱ – مقدمه

بسته بندى چهره کالاست. در یک تقسیم بندى کلى، سه سطح اصلى مى توان براى هر کالا در نظر گرفت. اول خود کالا که خدمات مشکل گشا یا فواید اساسى آن را هنگام خرید انتظار دارند. شالوده کالا پاسخ به این پرسش است که خریدار واقعاً چه چیز را مى خرد؟ در سطح بعدى طراحان کالا بر مبناى شالوده کالا، یک کالاى واقعى را به وجود مى آورند که بسته بندى در این سطح قرار مى گیرد.

بسته بندى به همراه مواردى مثل طرح و نام تجارى و کیفیت به نحوى با هم ترکیب مى شوند که ارائه فایده اصلى کالا امکانپذیر باشد. آخرین سطحى که مورد توجه قرار مى گیرد مزایاى اضافى مثل خدمات پس از فروش، تضمین ها و نصب و شرایط تحویل است. بسته بندى سبب ساز اولین ارتباط مستقیم با مشترى است و تا حد زیادى وظیفه ارائه یک تصویر ذهنى مطلوب از کالا را به عهده دارد. از نظر روانى اولین برخورد و تصویرى که ما از اشخاص داریم مهمترین تصویر و تعیین کننده ترین است حتى در یادآورى اشخاص بعد از چند  سال به ذهن ما مى آید، این قاعده در مورد کالا هم صادق است.

۲- بسته بندى

آمارى چند هزار ساله از بسته بندى در دست است که به صورت ظروف ساخته شده از حصیر و همچنین ظروف گلى و لعابى زمخت در بین النهرین و مصر کاربرد داشته است. در تعاریف جدید بسته بندى به معنى ساخت و تعبیه و تهیه ظرفى است که سلامت کالاى مظروف یا محتواى خود را در فاصله زمانى بعد از تولید و در مراحل حمل و نقل و انباردارى و توزیع مصرف نهایى حذف کرده و از صدمات وخطرات احتمالى فیزیکى یا شیمیایى جلوگیرى مى کند. به تعبیرى بسته بندى، چراغ قرمزى است در برابر توقف عابران جلوى ویترین خرده فروشى ها و به حق آن را به عنوان «فروشنده خاموش» مى شناسند. بسته بندى، چهره کالاست چون مشترى از طریق بسته بندى محصول را شناسایى مى کند. بسته بندى پیام تولیدکننده را به خریدار مى رساند و بین آنها ارتباط برقرار واطلاع رسانى مى کند. بسته بندى به محصول شخصیت مى دهد و محافظت از کالا را دربرابر ضربه، رطوبت، شرایط اقلیمى، بوها، گازها، ارتعاش،میکرو ارگانیسم، فشار، متلاشى شدن و حشرات به عهده دارد. تعدادى از تئوریسین هاى بازاریابى از بسته بندى به عنوان پنجمین متغیر قابل کنترل بازار (در کنار محصول و قیمت و مکان و ترفیع) یاد مى کنند. امروزه بسته بندى به عنوان یک صنعت دردنیا معرفى و مطرح مى شودو براى آن انواع مختلفى برمى شمرند: در بعضى موارد بسته بندى پس از مصرف شدن محتواى اصلى کاربرد مجدد پیدا مى کند یا اینکه پس از مصرف، دور ریخته مى شود. در تقسیم بندى هاى دیگر بسته بندى را از
نظر مواد اولیه (چوبى، مقوایى، کیسه اى، پلاستیکى) از نظر محتوایى (میوه جات، لوازم خانگى) از نظر تکنولوژى تولید (بسته بندى وکیوم روکش پلى
اتیلن…) و از نظر مراحل تولید (بسته بندى براى مصرف کننده مثل شامپو و لوازم بهداشتى و … بسته بندى براى حمل ونقل به منظور حفاظت و ایمنى … بسته بندى بزرگ صنعتى مثل استفاده از پالت) تقسیم بندى مى کنند.

۳- ویژگى هاى بسته بندى مطلوب

بسته بندى به عنوان یکى از ابزارهاى مهم بازاریابى شناخته مى شود و شرکتها و دولتها براى افزایش توان رقابتى خود در بازارهاى داخلى و خارجى از آن سود مى برند. امروزه از بسته بندى فقط براى محافظت از کالا استفاده نمى شود، بلکه براى آن نقشها و مسؤولیت هاى زیادى قائلند از جمله اینکه ارزش افزوده ایجاد کند و به خریدار پرستیژ و اطلاعات دهد.باید مشترى را جلب کند، جذابیت داشته باشد، شخصیت و شأن مشترى را حفظ کند و به مصرف کننده احترام بگذارد. فرهنگ و ارزشها را در کشور هدف در نظر داشته باشد و از فرهنگى استفاده کند که براى مردم لذتبخش است. نوع و جنس مواد اولیه از نظر بهداشتى و ایمنى مناسب انتخاب شود و سلامتى در مورد مصرف را تضمین کند.

گفتنى است نباید هزینه بسته بندى آنقدر زیاد باشد که بهاى فروش کالا را نسبت به کالاهاى مشابه غیرقابل رقابت کند. باید طورى طراحى شود که دسترسى به کالا راحت و به راحتى قابل حمل باشد، به خود کالا لطمه نزند و مطابق با استانداردها، مقررات بازار و کشور مورد نظر باشد.

مواد مصرفى، قابل بازیافت باشد، تولید آشغال نکند و به محیط زیست لطمه نزند. (در کشور آلمان مدتها است جنبشى به نام «تفکر سبز» براى کنترل بسته بندى در برابر آسیب به طبیعت به وجود آمده است) بسته بندى باید طورى باشد که قابلیت هدیه دادن را داشته و باشرایط آب وهوایى کشور مورد نظر همگون و هماهنگ باشد، اوزان کشور هدف را در نظر داشته باشد و فرهنگ و سلیقه و عادات خریداران در نظر گرفته شود و با ساختار بازار خرده فروشى سازگارى داشته و سطح درآمد و قدرت خرید مشتریان را در نظر داشته باشد. ترکیب صفات ظاهرى بسته تداعى کننده مشابهت و تلقین کننده کیفیت برتر و رنگ آمیزى و اشکال و خطوط و رنگ و طرح مبین خواص کالا باشد. مواد تشکیل دهنده کالا را اعلام و مخابره و آنالیز محصول را ذکر و نحوه مصرف رابیان کند. چنانچه خطراتى درمورد مصرف وجود دارد ذکر کند و شرایط نگهدارى و تاریخ مصرف و
تاریخ تولید و قیمت و اندازه و حجم وزن و ارتفاع را بنویسد و براحتى و با کمترین کوششى قابل رؤیت باشد.

۴- طراحى بسته بندى

به طور کلى در بسته بندى محصولات دو جنبه عمده زیر مورد توجه قرار مى گیرد:

۱٫ کاربردى بودن

۲٫ جذابیت

جنبه کاربردى بسته بندى، ناظر بر ویژگى هایى مثل حفاظت از محصول، سهولت استفاده از محصول و سهولت جابه جایى محصول است. جذابیت بسته بندى برزیبایى شکل و رنگ و نوشتار آن دلالت مى کند. طراح باید ابتدا تمام اطلاعات لازم درباره محصول، بازار، رقبا و کارفرما و … را به دست آورد. این اطلاعات شامل بودجه، زمان لازم براى انجام و
اتمام کار و موضوعات فنى و مقررات قانونى و اهداف طراحى و استراتژى بازاریابى و خصوصیات برجسته محصول است که آن را از بقیه متمایز مى کند.
طراح با مطالعه نشریات و گزارشهاى تخصصى و پرس و جو، از خرده فروشى ها و … به جمع آورى و تحقیق مى پردازد. وى باید بداند چه تعداد جعبه باید تولید شود و ماشین هاى موجود در چه شرایطى هستند. بالاترین سرعت مناسب تولید چیست و تناسب آن با تولید سالانه چگونه است؟ طراح بسته بندى باید با توجه به توان اقتصادى مصرف کنندگان، بسته بندى را طراحى کند. براى مثال براى خانواده هاى کم درآمد که وجه اقتصادى مهم است، در نظر گرفتن بسته بندى با سایر خانواده مناسب تر است یا با توجه به تغییر الگو و سبک زندگى در بعضى جوامع که تعداد افراد خانواده کم مى شود ارائه بسته بندى هایى که نیاز دو نفر را تأمین کند مورد استقبال خواهد بود. طراح حرفه اى بسته بندى باید توان تحلیل دقیق خصوصیات فرهنگى کشورها و بازارهاى خرد و کلان را داشته و داراى ویژگى هاى خاصى باشد. وى علاوه بر اینکه باید درکى قوى از حجم و فرم داشته و باید گرافیست قابلى نیز باشد و در مورد تکنولوژى تولید و مواد مورد استفاده در صنعت بسته بندى، آگاهى کامل داشته باشد زیرا این آگاهى باعث ارائه طرح هاى عملى و اقتصادى و ابتکارى خواهد شد.

در طراحى بسته بندى باید به نکات زیر توجه کرد:

هویتمندى: این اصل به قدرى مهم است که بیشتر شرکتها سالها طرح کالا را ثابت نگه مى دارند. چون طرح منحصر به فرد آن از لحاظ نام، مارک تجارى و ویژگى هاى طرح موجب تمایز محصول شرکت از رقبا مى شود و در حافظه بلندمدت مشتریان جاى گرفته مى گیرد. از این رو در طراحى اولیه باید دقت لازم را کرد تا بعدها نیاز به تغییر نباشد و خدشه اى بر ارتباط بصرى خریداران با محصول وارد نشود.

اجزا و حفاظت و دسترسى: هدف اصلى از تهیه بسته، حفظ و نگهدارى خواص محصولات و دسترسى راحت به محتویات داخل بسته است. به علاوه هر یک از عوامل توزیع و مصرف نیز از بسته بندى انتظاراتى دارند،براى مثال خرده فروشان بسته بندى را نیاز دارند تا براحتى در معرض دید و نمایش خریداران قرار گیرد و یا در اندازه هاى متفاوت باشد تا با قدرت خرید مشتریان گوناگون متناسب باشد. مصرف کنندگان نیز نوعى از بسته بندى را مى پسندند که براحتى قابل حمل باشد و براحتى به محتویات آن دسترسى پیدا کنند.

مقرون به صرفه: هزینه بسته بندى نباید قیمت تمام شده محصول را به حدى بالا ببرد که تعداد قابل توجهى از مشتریان از خرید محصول منصرف شوند. طراحى گرافیکى بسته بندى: گرافیک بسته بندى به سه موضوع اصلى فرم، رنگ و انتخاب خط مناسب مربوط مى شود. طراح در انتخاب این سه موضوع اصلى باید به تفاوتهاى فرهنگى بین جوامع و گروههاى مختلف جامعه توجه کند، براى مثال بچه ها بیشتر از هر چیز به رنگ توجه مى کنند در صورتى که مردان بیشتر به شکل دقت مى کنند.

رنگ: رنگ از دوران باستان مورد توجه و تحقیق بوده است. در عصر حاضر نیز رنگ در فرهنگ هاى مختلف داراى مفاهیم گوناگون است. به طورکلى مى توان گفت رنگ مشکى در سالهاى اخیر به دلیل عمیق بودن و خنثى بودن با اینکه سمبل اندوه است در بسیارى از بسته بندى هاى لوکس مانند عطریات و … استفاده مى شود که درواقع یک نوع حس اشرافى را القا مى کند. رنگ سفید احساس خنکى، معصومیت، صداقت و پاکى را القا کرده و بخصوص وقتى با رنگ آبى بیاید ترکیب مناسبى را ارائه مى کند. سبز آرام ترین رنگ هاست و در هیچ جهتى حرکت نمى کند و سمبل فرهنگ بورژوازى است که بى حرکتى را تداعى مى کند. درواقع سبز، امید زندگى است و آبى مملو از تفکر و جدیت است. سرخ علامت شادى، نیرو، قدرت مردانگى و تحرک است. هم جدیت و هم وقار و مهربانى را القا مى کند و هر چه تیره تر مى شود جدى تر و عمیق تر و جسمانى تر مى شود و در حالت
صورتى رمانتیسم و خجالتى بودن را القا مى کند. نارنجى رنگى زنانه است که زندگى روحانى درونى را القا مى کند که هر چه تاریک تر مى شود بشر را بیشتر به سمت بى نهایت مى خواند. زرد پر سر و صداترین و خیره کننده ترین و پردوام ترین رنگ است و برخلاف آبى عمق را القا نمى کند. بنفش اندیشه اى متفکر و عرفانى و رازگونه را القا مى نماید.

فرم: اشکال مکعب و چهارگوش به دلیل قابلیت نشان دادن مناسب ترین فرم بسته بندى است. همچنین این فرم در قفسه براحتى کنار هم قرار مى گیرند. در طراحى فرم، اندازه نیز از اهمیت بالایى برخوردار است. مثلاً شیشه هاى کوچک عطر، احساس با ارزش بودن را القا مى کند.

طراحى خط: یک طراح بسته بندى باید زوایه دید جامعى نسبت به خط داشتهباشد که توانایى و تجربه چشم هایش در تشخیص این موضوع در نشریات و پوسترها و علائم خیابانى ناشى مى شود. هر نوع از بسته بندى، نوع خاصى از خطوط را طلب مى کند. مثلاً در جعبه هاى شیرینى و شکلات باید حروف نرم و کشیده استفاده شود تا حالتى باریک و زیبا داشته باشد. در جعبه هاى دیسک هاى کامپیوتر از حروف محکم استفاده مى شود که دوام را تداعى مى کند. در مورد محصولاتى که خواندن اطلاعات آنها ضرورى است مثلاً داروها، خوانا بودن حروف مهم است و در نهایت براى بچه ها انتخاب حروف درشت مطلوب تر است. نتیجه: اهمیت کار روى بسته بندى، بارها و بارها اثبات شده است. در مواردى، بخصوص آنجا که ارزش افزوده شرکت از راه بسته بندى ایجاد مى شود – مثل صنایعى که برپایه مونتاژ شکل مى گیرند – به صورت عینى، اثرات بسته بندى قابل رؤیت
است. در مواردى پیش آمده که با به کار بردن شیرینگ براى کالایى که درشرکتى مونتاژ مى شده، تقاضا در ماه اول صددرصد افزایش یافته است.

 

---------------------